من مات مات از بازی شطرنج عشق می آمدم

شاه مهرۀ عشق رفته بود من لاف بردن میزدم

گفتم ببر هرچی که هست رقیب جلد چیره دست گفتی که مغروری هنوز از فتح این همه شکست

من مست و خراب ازمی جانانهُ عشقم